عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) ( مترجم : حسين صابرى )

14

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى )

حاجى خليفه در كشف الظّنون در توصيف اين كتاب گويد : كتابى است كه هيچكس در آن بر او پيشى نگرفته است ؛ در اين كتاب اسرارى از قرآن گرد آورده كه عقل در آن به تحيّر ماند ، و تناسبها را در آن به استوارى مراعات كرده و مفاهيم مشكل را توضيح داده و روشن ساخته ، و خود در فضل آن گفته است : « اى مفسّران ، آيا كسى ديده‌ايد كه تفسيرى به سان نظم الدّرر پديد آورد ؟ » كتابى كه داراى مفاهيم دقيق و سبكى والاست ، و الفاظ آن نيز چونان نقطه‌اى روشن بر سيماى تفكر مىدرخشد . « 18 » اما زمان به بقاعى مهلت نداد در پاسخ اين پرسش خود خيلى انتظار كشد ، بلكه كسانى از معاصران او در مقابلش قامت افراشتند و به مخالفت با او و متهم كردن او پرداختند تا جايى كه نزديك بود فتنه‌اى به وقوع پيوندد ! بقاعى اين مخالفت را ناشى از حسادت آنان دانست و - بنابر آنچه حاجى خليفه در كشف الظّنون از زبان او نقل مىكند - گفت : پس از آن كه بدين كتاب مشغول شدم و مبانى آن برايم استوار گشت و تقريبا آن را به نيمه رساندم و پس از آن كه اهل فضل در توصيف آن به داشتن سبكى شايسته و نيكو و مفاهيمى سرشار و ترتيبى استوار فراوان گفتند ، مرض حسادت در جان گروهى كه اهل حيله و نيرنگ بودند دويد و تيرهاى فتنه‌انگيزى و سخنان باطل و دروغهاى گوناگون بدين سوى روانه داشتند ، چنان كه بدين سبب وقايع بسيار صورت پذيرفت و اين مشكل ساليانى به درازا انجاميد و گرفتارى همه گير شد . بقاعى از درك اين حقيقت غفلت كرده بود كه اين زمينه ، گنجايش آراء مخالفان او را نيز دارد ، و بزرگان سلف نيز پيش از اين دربارهء كتب خود در تفسير قرآن و در نظم و اعجاز آن شبيه همان سخنانى را گفته بودند كه وى در مورد نظم الدّرر خويش گفته است ؛ اما اين ادعا از هيچ كدام از آنان پذيرفته نشد كه سخن آخر را دربارهء كتاب سراسر اعجاز قرآن گفته‌اند . متأخّران همت خود را بدان معطوف داشتند كه آنچه را درباره اعجاز گفته شده است گرد آورند ؛ چنان كه جلال الدين سيوطى در جلد دوم كتاب خود الاتقان فى علوم القرآن در فصل خاصى با عنوان « فصلى در وجوه اعجاز » به اين كار دست زد . شيخ محمد عبده نيز در تفسير الذكر الحكيم

--> ( 18 ) حاجى خليفه ، كشف الظنون ، تركيه ، 1943 م ، ج 2 ، ص 1961 .